عبد المحمد آيتى
193
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
موضع ذكر تفويض نيابت و وزارت ايلخانى خلد الله سلطانه [ 347 ] در تاريخ سال 697 « 1 » منصب صاحبديوانى را به خواجه سعد الدين محمد مستوفى ساوجى و نيابت و وزارت را به عهدهء رشيد الدين فضل اللّه همدانى واگذاشت . از آن دو كار مملكت غازانى نور و نوائى گرفت و اين بنده را در مدايح آن دو قصائد است . امام مخدوم اعظم صابحقران عالم رشيد الدولة و الدين عزّت انصاره - كه از هر حيث مورد اعتماد ايلخان است در باب توفيرات خزانه و ضبط اموال ديوان و تنظيم مصالح مملكت قدرت تمام نشان داد در اموال از مال مقنن و خراج و قبجور معين و املاك پادشاه و رعيت و ترتيب چاپارها و زياد ساختن عمارات و آبادانى بلوكات و مردود ساختن سكههاى ناسره و ادا كردن مال خزانه مشروط به زمان موعود فرمانى مطول نوشت و نسخهء آن را به اطراف ممالك بفرستاد . [ 348 ] سعد الدين محمد نيز مردى درستانديشه و خردمند و عادل و نيكخواه است . ذكر بعضى مجارى احوال فارس خصوصا و سائر ممالك عموما فرمان شد تا جهت تنقيح محاسبات ممالك و تشخيص جمع و تلخيص فذلك همهء ملوك اطراف را با نواب و متصرفان اعمال و مكتوبات و حجتها و براتها احضار فرمودند . در اواخر سال 697 هلالى امر به احضار ملكاسلام جمال الدين شد ملكاسلام حضور يافت و با آنكه مورد ملاطفت ايلخان واقع شد ، اما به علت آنكه پارهاى از اميران بزرگ و اركان دولت با او دل بد كرده بودند - چون در ديوان اعلى بحث محاسبهء دو ساله و عرض موامره بروات به ميان آمد بواسطهء مخالفت زيردستان [ 349 ] و سعايت بعضى نواب او ، در منزل چوقى پانصد و چهارده تومان ( - پنج هزار هزار و صد و چهل هزار دينار ) زر بر وى باقى كشيدند و به عرض ايلخان رسانيدند - فرمود كه بىتهديد و زور مال را از او بگيرند و زيانى به دست يا زبان به وى نرسانند .
--> ( 1 ) - در متن چاپى تسع و تسعين و ستمائه ضبط شده اگر قتل صدر جهان در سال 697 بوده پس بايد تفويض وزارت به ايندو در همان سال اتفاق افتاده باشد در اينجا محتمل است كاتب سبع را به خطا تسع ديده باشد .